|
اين اس ام اس ها صرفا براي شاد نگه داشتن شما ميباشند و قصد توهين به هيچ قوم و اقليتي را نداشته.. ترکه ميره مزرعه اي ميخره 2سانتي متر در 8 کيلومتر !!!! ميگن اين چه زمينيه ؟؟چي ميخواهي بکاري ؟؟؟؟ ميگه به اميد خدا ماکاروني ................................ آبادانيه ميره تهرون سوار اتوبوس ميشه ، به راننده بليط ميده ، راننده ميگه آقا اين بليط ماله آبادانه !! آبادانيه ميگه : کوکا چيشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه ................................ دوتا ترک تصميم ميگيرن فارسي صحبت کنن اولي ميگه پاشو دومي مي گه نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم ................................ کريستال حشيش ترياک هروئين شيشه سيگار . . . . . . همه ي اينا رو ميشه ترک کرد ولي تو رو نميشه ترک کرد ................................ عشق يك نوع مرضي است كه ميكروب آن از طريق چشم ، وارد قلب مي شود . مرض عشق اين روزها شباهت زيادي به آدامس دارد . اول شيرين ، بعد دوست داشتني ، سپس تكراري و خسته كننده و در آخر دور انداختني. ................................ گوته مي گويد: «اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند»، «اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند»، «اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد»، «اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند»، «اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد»، «اگر قدرت سياسي و مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست»، «اما، اگر «عزت نفس نداري»، برو بمير که هيچ نداري ................................ age gofty love is your face yani chi? . . . . . . . . . . . . Nemidoni ? . . . . . . . . . . Yani Jamaleto Eshghe! ................................ مي دوني فرق تو با لنگه كفش چيه كقش لنگه داره اما تو لنگه نداري ................................ نمي دانم تا کدامين طلوع خواهم ماند و در کدامين غروب خواهم رفت اما دوست دارم تا آخرين لحظه ي بودنم تو را . . . . . سرکار بذارم ................................ اگه ده تا گل گرفتي دستت و رفتي جلوي اينه 11 تا گل قشنگ ديدي اصلا تعجب نکن اين نشون ميده هم کوري هم خنگي و هم دچار توهم شدي ................................ از خدا پرسيدم چي دوست داري ؟ گفت : سخاوت . ديوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فداي تو که گفتي : رفاقت ................................ بلوتوث قلبت رو روشن کن مي خوام کل وجودم رو واست سند کنم .......... هه هه ويروس داشت الان ميميري ................................ اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو ................................ يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم پر پروانه شکستن ، هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم ................................
آدم به 6 دليل شانس آورده. چون حوا نمي تونست بهش بگه: 1-من آدمت کردم 2-برو از شوهر مردم ياد بگير 3-ديشب کجا بودي؟ 4-پولاتو دادي مامانت 5-مامانم اينا 6-چرا به اون زن نگاه کردي؟ ................................ زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن ................................ اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد. ................................ مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد ................................ انسان هاي بزرگ به آرمان هايشان مي انديشند آدم هاي معمولي به آرزوهايشان فکر مي کنند و افراد حقير مردم را مي پايند. ................................ دانش آموزه سركلاس ميره با قوانين رياضي ثابت كنه تركا خرن، ميگه قبول دارين بادكنك كه بخرين آخرش مي تركه . همه ميگن : بعله . بعدش مي نويسه :بادكنك خريدن = بادكنك تركيدن . بعدش بادكنك رو از طرفين ساده ميكنه ميشه : خريدن = تركيدن . بعدش دو طرف مساوي رو منهاي “يدن” ميكنه ميشه : ترك = خر + نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386 4:51 توسط چنگیز |
ببین این بیچاره ها چی به سرشون اومده ... این دنیا نرسیدن به همدیگه ... عوضش اون دنیا ... حالا دیدین اون دنیا هم عشق و عاشقی هست ...؟ پس دیگه جایی برا گفتن نداره ... اونی که واقعا عاشق باشه نمی تونه به زبون بیاره ...! حتما نظر بدین ... منتظرم ... ! + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 3:57 توسط چنگیز |
از گورخري پرسيدم: «تو سفيدي راه راه سياه داري، يا اينكه سياهي راه راه سفيد داري؟« گورخر به جاي جواب دادن پرسيد: تو خوبي فقط عادتهاي بد داري، يا بدي و چندتا عادت خوب داري؟ ساكتي بعضي وقتها شلوغ ميكني، يا شيطوني و بعضي وقتها ساكت ميشي؟ ذاتا خوشحالي بعضي روزها ناراحتي، يا ذاتا افسردهاي و بعضي روزها خوشحالي؟ لباسهات تميزن فقط پيرهنت كثيفه، يا كثيفن و شلوارت تميزه؟ و گورخر پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد، و بعد رفت! نتيجه اخلاقي: ديگه هيچ وقت از گورخرها درباره راهراههاشون چيزي نميپرسم + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 3:49 توسط چنگیز |
قرار شده که درس فارسی برای دوره ابتدایی بومی سازی بشه و هر کس بسته به شهر خودش ادبیات خاصی داشته باشه : حالا تکه ای از یک صفحه کتب مختلف این پایه رو میخونیم مشهد : آن مرد با شمع آمد اصفهان : آن مرد پول دارد آبادان : آن مرد با ریبن آمد شیراز: آن مرد حال نداشت و نیامد سنندج: آن مرد سیبیل دارد زاهدان : آن مرد را کشتند رشت : آن مرد رفت بابا آمد + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 3:46 توسط چنگیز |
فرق بلال و خيار چيست؟ بلال در فيلم «محمد رسول ...» بازي كرده ولي خيار در اون فيلم بازي نكرده شباهت بلال و خيار چيست؟ هيچكدامشان در «تايتانيك» بازي نكردند چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو ميگذارند؟ چون كار از محكمكاري عيب نميكنه چرا مار نميتواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد كه براي خداحافظي تكان دهد براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟ بايد قبض آن را پرداخت نكرد آخرين دنداني كه در دهان ديده ميشود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي چطور ميشود چهارنفر زير يك چتر بهايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند اگر سر پرگار گيج برود چه ميكشد؟ بيضي اگر كسي قلبش ايستاده بود چه ميكنيد؟ برايش صندلي ميگذاريم چرا لكلك موقع خواب يك پايش را بالا ميگيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، ميافتد چرا دود از دودكش بالا ميرود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد چرا دو دوتا ميشود پنج تا؟ چون علم پيشرفت كرده شجاعترين مرد جهان كيست؟ امام جمعه قزوين اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق چه طوري زير دريايی لرا رو غرق ميکنن؟ يه غواص ميره در میزنه ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بيهنر داده است خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچگوشتي بره اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت ميكند چيست؟ مورچهاي است كه شلوارلي پوشيده يك عرب را چگونه براي هميشه ميشود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مينويسم: لطفاً بچرخانيد چرا عربها نميتوانند يخ درست كنند؟ چون آنها هميشه دستورالعمل تهيه را فراموش ميكنند چرا عربها هميشه 18تايي به سينما ميروند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود اگر در يك موسسه سطح بالا يك عرب ببينيد به او چه ميگوييد؟ يك بازديد كننده چرا عربها با دو دستشان دست ميدهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نميشه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 3:44 توسط چنگیز |
اگه بیضه بره لای در سرعت صوت از سرعت نور بیشتر میشه!!! این جک رو فقط پسرا میفهمند یعنی چی گر پسری کشته شود دختری ترشیده شود گر پسران کشته شوند کل جهان لیته شود. دختر به دوست پسرش میگه بعد از عروسی هم همین جوری منو میكنی؟! پسره میگه آره عزیزم البته با اجازه شوهرت . كرمه میفته تو ظرف ماكارونی، میگه: آخ جون! چه بمال بمالیه. دوتا لره میرن هتل، اولی میره توالت فرنگی دومی میاد کتکش میزنه!!! میگن چرا میزنیش؟ میگه من دو روزه از این چشمه آب می خورم این اومد رید توش!!! از عربه می پرسن کراوات چیست؟ میگه: خطی است فرضی میان لوزه ها و بیضه ها. اگه بین 6 تا قزوینی گردن کلفت توی یک اتاق گیر افتادی چه کار می کنی؟!... تو که کاری از دست بر نمیاد... پس سعی کن بهت خوش بگذره!!! به قزوینیه میگن چرا زن نمی گیری. میگه هنوز برادر زن دلخواهم رو پیدا نکردم. قانون دوم ارشمیدس: اگر توی آب گوزیدی اما حباب ندیدی بدون که ریدی قزوینه میاد به دوستش میگه یه هفته هست که سکس نداشتم!!! دوستش میگه: مگه خانومت پریوده؟!!! قزوینه میگه نه بابا اسهال داره!!! عربه چراغ علاالدین پیدا میكنه، شروع میكنه تمیز كردنش كه یه دفعه غوله از توش در میاد و میگه: من غول چراغم هرچی میخوای آرزو كن تا برات برآورده كنم! عربه هم ازون حزبلای تیر بوده، میگه: برو قدس رو آزاد كن! غوله میگه: بابا دمت گرم! ما رو با این اسرائیلیا در نیانداز، اینا خطرناكن، بمب اتمی دارن، آمریكا پشت سرشونه، سر جدت یه چیز دیگه بگو ! عربه یكم فكر میكنه، میگه: باشه، بیا یه كاری كن دیگه به ما عربا نگن خر! یهو غوله شروع می كنه بند و بساطش رو جمع جور میكنه كه بره، عربه بهش میگه: هوی! كجا داری میری؟! میگه: قربونت! میرم همون قدس روآزاد كنم!!! قزوينيه داشته تو كيوسك بچهه رو می كرده. يهو يه پليس با لگد در رو باز می كنه. قزوينيه ميگه اين چه طرز در باز كردنه، كيرم رفت تو كون بچه مردم! يه كاريكاتوريست تو قزوين كون رو بدون سوراخ میكشه به سه جرم دستگيرش میكنن: 1- تشويش اذهان عمومی 2- نشر اكاذيب 3- توهين به مقدسات تست عربی كنكور 85: كونوا قوامين بالقسط يعنی چه؟ الف) به اقوامت قسطی كون بده ب) قسط كون اقوامت را بده ج) به اقوامت به مساوات كون بده د) كونی بيا موسسه قوامين قسطت را بده قانون 4 نیوتون: وقتی میری دست + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 3:40 توسط چنگیز |
شبی در رختخواب خوابت رو دیدم تورا در پارک سرد آشفته دیدم در آغوشم مچاله همچو جوجه توی پارک بد شده بودیم سوژه به من گفتی بهم یک لب عطا کن همی گفتم که لب را میدهم لیکن وفا کن لبم را خوردی و هی گاز گرفتی دولم را با ادا و ناز گرقتی مرا محکم بچسبوندی به دیوار ولی از بخت بد گشتیم بیدار + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 3:26 توسط چنگیز |
برایت عاشقی دیوانه هستم بدون تو خفن آواره هستم من امشب می، خورم با یادت ای گل سخن گویم برایت همچو بلبل نگاهی میکنی بر سنبل من کمی دست میکشی برقنبل من
به یادت سنبلم دیوانه گشته دراین شهر غریب آواره گشته بیا آزاد کن تو سنبلم را کمی مالش بده تو قنبلم را همی گفتی به من خیال باطل مکن کاری شوم امروز قاتل میارم قیجی خیاطی ام را ببرم سنبل داهاتیت را بگفتم ای گلم اهوازییم من بدون سنبل هم عرفانیم من بیا تا از لبانت می، بنوشم یواشی از مموکت شیر بدوشم تو گفتی ای پسر خیلی الاغی برو گمشو وگرنه بد چلاقی کمی شرم و حیا هم خیلی خوبه بابا تو آبروت انگار تو جوبه بگفتم ای طلای ناب بازار خدا قهرش میاد نده منو آزار منه نفله بدون تو چلاقم خودم خوب میدونم خیلی الاغم برات ناز میکنم مثله یه بره بذار بخورمت فقط یه ذره یهو اون قیچی ات را تیز کردی بدون حرف بسویم خیز کردی بریدی سنبل خوش قامتم را گرفتی بر کف دست سنبلم را فغان کردم ز درد و خون بسیار تو میخندیدی و خوش بودی انگار + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 3:23 توسط چنگیز |
به من گفتی نخور غصه عزیزم گذارم بر دهانت آن دو پستان تمیزم به من گفتی عزیزم راضی هستم همی آماده این بازی هستم به من گفتی که موشم موش نازم دلم را بر بناگوشت ببازم بیا و لب بگیر از من گل من کمی مالش بده تو قنبل من + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 3:13 توسط چنگیز |
عزیزم بار اول جل نمودی به وبلاگ آمدی کل کل نمودی همی گفتی که من هم شاعر هستم دهان او همی یکباره بستم اگر شعری سرود دادم جوابش درین دنیا همی بردم ثوابش ز اشعارت بسی خوشحال گشتی نفهمیدی که شعرت داشت نشتی نشستم تا بگویی شعر بازم که تا رویت دراین جا کم بسازم دگر شعری نگفتی از برایم که از خجالت اینجا درآیم مشو نالان ز حرفهایم عزیزم مگو با او ازین پس میستیزم تو بیش از من همی در بازی هستی مدیر مکتب مجازی هستی چه میفهمم عزیزم من ریاضی چه میدانم که چیست درس مجازی شلیله تو مدیر پایگاهی همی دارنده یک جایگاهی مکن پایت همی در کفش بنده میانداز این حقیر بر روی دنده همی دانم توانی که در اینجا ببندی عزیزم من غلط کردم فقط گفتم بخندی نوشتم شعرها با قلم بیک بیا با هم کنیم تبادل لینک همی دانم شلیله خیلی مردی امیدوارم تو را بینم تو کوی سهروردی همه اهل و اهالی میکند داد قدومت خوش به شهر کس شعر آباد ********************************* عزیزم فکر نکن که شاعر هستی چو من در این زمینه ماهر هستی اگر در باغ شعر چیدی گلش را نخوردی همچو من خاک و خلش را + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 3:8 توسط چنگیز |
|
| ||||||